همسایههای کوچه حجاب ۷۱ صمیمی و همدل هستند
کوچه حجاب ۷۱ از آن کوچههایی است که هنوز بوی آشنایی میدهد، جایی که سلامها واقعی هستند و درها فقط به روی خانهها باز نمیشود و به دل همسایهها هم راه دارد. اینجا آدمها یکدیگر را به اسم کوچک صدا میزنند و خاطره، مثل پیچک به دیوارهای کوچه چسبیدهاست.
هنوز هم میشود رد همان روزگار قدیم را گرفت، روزهایی که خانمها دور هم مینشستند، سبزی خرد میکردند و خبرها دهانبهدهان میچرخید. در روزگاری که بسیاری از محلهها غریبهتر از همیشه شدهاند، اهالی حجاب۷۱ همچنان به همسایه داری اعتقاد دارند.
این گزارش، روایت سه همسایه قدیمی محله حجاب است که از گذشته تا امروز، محلهشان را تنها نگذاشتهاند و هنوز هم برای اهالی باعث دلگرمی هستند.
صندوق قرضالحسنه گرهگشا
وقتی بین اهالی از همسایههای قدیمی پرسوجو میکنیم، خیلیها زهراخانم ربانیفر را معرفی میکنند. او بیستسال است که ساکن خیابان حجاب ۷۱ و مجتمع تأمین اجتماعی است.
یکی از همسایههای محله، دربارهاش میگوید: زهراخانم یکی از بانیان راهاندازی صندوق قرضالحسنه بین همسایههاست که گره از مشکلات خیلی از اهالی باز کرده است. خودش هم به سازوکار صندوق نظارت دارد و نمیگذارد ریالی در آن کموزیاد شود.
یکی دیگر از همسایهها میگوید: از زمان شیوع کرونا، زهراخانم بانی شد و به کمک سایر خانمهای محله، مراسم دهه اول ماه صفر را در محوطه یکی از مجتمعها برگزار میکنند. زهراخانم هزینه مراسم را جفتوجور میکند و در آشپزی و پذیرایی از مهمانان هم نقش مهمی دارد.
خودش میگوید: بعضی وقتها بچهها میگویند از این محله برویم، ولی من اینجا را به خاطر همسایههایش دوست دارم، خیلی با هم صمیمی هستیم؛ هر روز یکدیگر را میبینیم و رفتوآمد داریم. در این کوچه و مجتمع، دلتنگی معنایی ندارد.
شهینخانم امین همسایههاست
وقتی قرار است زهراخانم از یک همسایه خوب برای ما بگوید، بعد از درنگی، شهین علیپور را معرفی میکند. از اخلاق خوبش که بگذریم، برای اهالی محله هرکاری از دستش بربیاید، انجام میدهد.
همسایهداری همین است؛ خوبی کنی، خوبی میبینی. اگر برای کسی قدم خیری برداری، بقیه هم کنارتان هستند
زهراخانم تعریف میکند: وقتی صحبت کار خیر میشود، شهینخانم نفر اول است. گروهی در فضای مجازی راهاندازی کرده است و همسایهها عضو آن هستند. میگردد و اهالی نیازمند را پیدا میکند، مشخصات آن را در کانال میگذارد و برایشان کمک جمع میکند، خودش هم اول از همه برای کمک پا پیش میگذارد.
شهینخانم امین همسایههاست؛ هرکدام از اهالی که قصد مسافرت میکند، کلید خانهاش را به او میسپارد تا در نبودش هم سری به خانه بزند و هم گل و گیاهان را آبیاری کند. خودش میگوید: همسایهداری همین است؛ خوبی کنی، خوبی میبینی. اگر برای کسی قدم خیری برداری، بقیه هم در کار و مشکلات کنار شما هستند. برای من خیلی جالب است که در این روزگاری که حتی فامیل از فامیل خبر ندارد، همسایههای کوچه ما اینقدر به هم نزدیک هستند و هوای هم را دارند.
یاد خانه مادربزرگ
شهینخانم بین همسایههای خوبش، اسم زینب قلیزاده را میآورد. او از زهراخانم و شهینخانم جوانتر است، اما تا دلتان بخواهد فعال است و در جلسات قرآنی اهالی هرکاری از دستش بربیاید، انجام میدهد.
شهینخانم دربارهاش میگوید: ما هر سهشنبه جلسه قرآن در محلهمان داریم. زینبخانم خیلی وقتها میزبانی از این جلسه قرآنی را برعهده میگیرد. با اینکه امور این مهمانی جمعی انجام میشود، زینبخانم خیلی فعال است؛ در سفرهآرایی و آشپزی فعالیت میکند و ارتباط خوبی هم با دختر بچههای همسایهها دارد، بهطوریکه خیلی از آنها بهخاطر خوشرویی زینب خانم، جذب مهمانیهای قرآنی محله شدهاند.
زینبخانم میگوید: سبک زندگی همسایههای این محله، من را یاد خانه مادربزرگم میاندازد، همانقدر صمیمی و باصفا. حالا که هوا سرد است ولی در تابستان، پارک روبهروی خانه ما جای سوزنانداختن نیست، همسایهها میآیند و تا پاسی از شب گل میگویند و گل میشنوند. در کوچه ما هنوز دلها به هم راه دارد.
* این گزارش چهارشنبه ۱۷ دیماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۴۹ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.
